ما كسايي كه به فكرمون هستن رو به گريه مي اندازيم. ما گريه مي كنيم براي كسايي كه به فكرمون نيستن. و ما به فكر كسايي هستيم كه هيچوقت برامون گريه نمي كنن. اين حقيقت زندگيه. عجيبه ولي حقيقت داره. اگه اين رو بفهمي، هيچوقت براي تغيير دير نيست
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 14:11 توسط پرستو
|
اگر بهترین دوست نیستی اقلا بهترین دشمنم باش
اگه غمخوارم نیستی اقلا بزرگترین غمم باش
هرچه هستی همیشه بهترین باش پس در بدترین خاطراتم بهترین باش
اگر می داد لیلی کام مجنون کجا افسانه می شد نام مجنون
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:35 توسط پرستو
|
کاشکی دوست نداشتم
اونوقت می تونستم مغرور از کنارت رد بشم بدون اينکه نيم نگاهی بهت
بندازم ...
کاشکی دوسم داشتی
اونوقت وقتی باهات حرف می زدم به چشام نکاه می کردی نه لبام ...
چقد جای وجودت خالیه کنار تنم ...
جای دستات خالیه توی دستام ...
چقد آروم قلب هزار دریچه منو تصرف کردی !
و چه آسون همه بهونه هام رو یکی کردی !
کی گفت اگه بری عشقتم می بری ؟
تو رفتی و هر روز ديوونه تر شدم واسه شنیدن زنگ صدات ...
سنگينی نفسهات ...
و اون احساس بی ثبات
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:32 توسط پرستو
|
هميشه دوست داشتم ابر باشم.چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش ميگيره جلوي همه گريه کنه.
اگر كسي سراغ مرا گرفت بگوييد رفته است باران ها را تماشا كند واگر اصرار كرد بگوييد به ديدن طوفان ها رفته است و اگر باز هم سماجت كرد. . بگوييد رفته است تا ديگر باز نگردد.
به این ستارگان که ازجنس آتش اند شک کن
به حرکت خورشید تردید کن؛ حقیقت را دروغ بشمار؛
ولی هرگز به عشق من شک مکن.آنان که عشق خود را آشکار نکنند معشوق نخواهند بود
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:22 توسط پرستو
|
نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد. بهش گفتم: كمك نمي خواي؟
گفت نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته. خودم بايد جمعش كنم.
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن. وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و مي شكوننش.
ميخوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده.
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم.
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود. گفت و اين بار رفت سمت دريا.
سهمش از تنهايي هاش دريايي بود كه رازدارش بود.
تقديم به همه كساني كه به عشق خود نرسيده اند ويا در حال رسيدن به آن لحظه هستند*ف*
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:18 توسط پرستو
|
چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی.
اما سالها طول میکشد تا این را بفهمی
وقتی هم که آخر سر میفهمیاش،
دیگر خیلی دیر شده.
و هیچ چیز بدتر از
خیلی دیر نیست *ف* * پ *
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:13 توسط پرستو
|
باز شب شد چقدر تنهایم
گفته بودی شبی می ایم
باز شب شد و از پنجره ام
همچنان تو را می پایم
کنج این پنجره ها شب و همه شب
منم و گریه و های هایم
پشت این پنجره ها تا به سحر پنجه بر پیکر شب می سایم
بیهوده نکند عمر خود را پشت این پنجره می فرسایم
بیهوده تکرار شود قصه چشم راهی هایم
باز چون دیشب و شب های دیگر می روم پنجره را بگشایم
باز شب شده
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:36 توسط پرستو
|
باز شب شد چقدر تنهایم
گفته بودی شبی می ایم
باز شب شد و از پنجره ام
همچنان تو را می پایم
کنج این پنجره ها شب و همه شب
منم و گریه و های هایم
پشت این پنجره ها تا به سحر پنجه بر پیکر شب می سایم
بیهوده نکند عمر خود را پشت این پنجره می فرسایم
بیهوده تکرار شود قصه چشم راهی هایم
باز چون دیشب و شب های دیگر می روم پنجره را بگشایم
باز شب شده
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 22:35 توسط پرستو
|
خیلی پستی به خدا


+
نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 0:32 توسط پرستو
|
به نظر من عاشق نشید.آخه عشق مثل آب میمونه... که میتونی توی دستت قایمش کنی... آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی آنکه بفهمی... اما دستت پر از خاطره است.پس دنبالش نرو.چون خودم تجربه کردم اینو می گم.

+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 21:28 توسط پرستو
|
+
نوشته شده در جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت 18:9 توسط پرستو
|